شاعران و نویسندگان پیشرو

تازه ترین ها

برگشت به صفحه اصلی سایت

 

16 اذر خونین ما تقدیم به نمام انسانهای دنیا

جان زیر پای

پای در گام

گامی بلند

باش و نفس بکش

 ما بی تر و تابیم برای زیستن

با اغتنای زیستن در اختناق مرگ

 مرگی که حاصل زیستن در آزادگی
... ادامه

 

«چاك»

...اينجا چاك چاك(چاك،چاك يا چاك...چاك... يا چاكِ چاك) است.
فرقي نميكند...

 زنده مي شوي

 و پاك مي كني سرب را روي شقيقه ات

پلك ميزني خون را

 بوي عرق سرد زيستن در تنت   ادامه ...

صدای نا ميرا

نوشته شده توسط شعر و نوشته ای از رضا مقصدی به خاطرۀ چاک چاک ِ سعيد سلطانپور   

هم اينک، سيمای صميمی ِ سعيد سلطانپور پيش چشم من است. امواج انسانی، در خيابان جام جم تهران اورا در حلقه ی مهربانش فرا گرفته است. قامت بلند وُ سپيدی موی وُ سياهی ِ لباسش از دور ديده می شود. ادامه...

ببينيد!

 ما كه ديديم

            ولي ناديده!

             رنج گنج رنچ ميسر نميشوم

                                           مزد ان گرفت، جان برادر بمال

            مي مالم بر اندام نهيفم دوده سيگار متبرك

                        مدفوعت را بار ميزنم توي سيگاريم

         من مرگم، فرصت فرياد جان بازيت

               ارضاع، لاي لوله هاي نرم اجتماع

« مثل انقلاب مخملي مضحكانه مي خندم » ... ادامه

يك غزل از احد رييسي به تمام زنان آزاده ي ايران

تقديم به ندا اقا سلطاني

« بـراي يـك دو لقــمه كه نمـي شود كنيـــز شد!

نگفت و رو به آينــه نشست و گـرم ميــز شـد

وريخت سرمه توي چشم و رُژبه گونه ها كشيد

خطوط زودرس تر از خودش كمي تميــز شد

... ادامه شعر

شعر بلند "به آيندگان"

 برتولت برشت
I
راستی که در دوره تيره و تاری زندگی می کنم:
امروزه فقط حرفهای احمقانه بی خطرند
گره بر ابرو نداشتن، از بی احساسی خبر می دهد،
و آنکه می خندد، هنوز خبر هولناک را نشنيده است.
اين چه زمانه ايست که
حرف زدن از درختان عين جنايت است
وقتی از اين همه تباهی چيزی نگفته باشيم!
کسی که آرام به راه خود می رود گناهکار است
زيرا دوستانی که در تنگنا هستند
ديگر به او دسترس ندارند.
...

« یک می »

یک می ،روز خروش جهان

روز به جوش رسیدن خشم

روز طغیان گرسنه گان

 بنگر ...

بیانیه‌ کانون نویسندگان ایران به مناسبت ۲۸مین سالگرد اعدام سعید سلطانپور
مردم شریف و آزاده !
بیست و هشت سال پیش، در چنین روزهایی، در ٣۱ خرداد ۱٣۶۰، سعید سلطانپور، شاعر، نمایش‌نامه‌نویس، منتقد، کارگردان تئاتر و عضو هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران که در رژیم گذشته نیز بارها زندانی شده بود، پس از تحمل شکنجه‌های سنگین، همراه با ۱۴ تن دیگر به جوخه‌ اعدام سپرده شد.
ادامه...
جهانی که شایسته‌ی کودکان باشد، شایسته‌ی همگان است
شعري از م.ل  
به مناسبت روز جهاني كودك

بوق

بوق

چراغ سبز شد دوباره

و پينه هاي دستم عجيب مي سوزد

بي اينکه مهم باشد چند ساله ام

 

ترجمه : وحید ولی زاده
این تاریخ کوتاه از گروه ادبی مارکسیستی نه به عنوان یک پژوهش مستقل بلکه به عنوان بخشی از کتابم در مورد جیمسن،‌ که در حال آماده سازی آن هستم[i]،‌ تهیه شده است. درنتیجه در این روایت محدودیت‏های مشخصی وجود دارد که مایلم در همین آغاز به آن‏ها اشاره کنم.
ادامه ...
نامه مارکس به آرنولد روگه
ترجمه : مهرداد نیک بین
خوشحالم که تصمیمت را گرفته ای و از نگاه به گذشته دست برداشته ای و افکارت را به [انجام] امری مهم متوجه کرده ای[۱]. و نیز – به پاریس [درود میفرستم]، به دانشگاه کهن فلسفه – و شاید پیشگوئی بی جهت نباشد [اگر بگویم] پایتخت نوین جهان نو ! آنچه که ضروری است که رخ بدهد . من هیچ شکی ندارم که این امر ممکن است که بر تمامی موانع فائق شویم ، امری که من هرگز در تصدیق اهمیت و
ادامه مطلب...
زنده ‌بادا روز تو، تولیدگر وریا پشتیبان
غرقه‌ در امواج نور آفتاب-----------
مرد و زن در روز مه
میروند با چشمهای پر نشاط-------------------- سوی میدان، ادامه

داستان کوتاه شیوا سبحانی
نمی دانم از کی به تصویر افتاده در مونیتور خیره بودم. نمی توانستم رنگ چشم ها را تشخیص بدهم. صورت کدرو صاف، برق می زد اما خطوطی نداشت و انگار طرح لبها پاک شده بود. دوباره که نگاه کردم به تناسب حس کردم آنجا باید دهانی باشد. انگشتهایم را روی ماوس جابجا کردم. مثل کلیلک کردن.

چند شعر و داستان از رفیق سید محمد محسن موسوی

از پشت چشمانت تا دلتان سینه خیز خواهم رفت.
 

 

 

 

 

 

  © socialist-students 2008, All rights reserved

Free counter and web stats