--------------------------------------------------------  اطلاعیه و بیانیه -----------------------------------------------------

 

 پنجشنبه / 21 بهمن 1388                                                                                                                                 

 

بیانیه دانشجویان سوسیالیست دانشگاه  های ایران

در سالگرد انقلاب مردمی 57

 

بار دیگر 22 بهمن فرا رسید. بهمنِ خونین در حافظه تک تک مردم ایران یاد آور دهه های متمادی مبارزات مردم ستمدیده و پیشروان  نبرد علیه دیکتاتوری بوده است. سرتاسر ماه بهمن پر است از جای پای کسانی که جان خود را بی ارزش ترین متاع در راه آزادی و برابری انسان ها دانستند و در برابر دیکتاتوری و سرمایه داری مستبدِ تا بن دندان مسلح، تمام قد ایستادند و حماسه های «انسان های ماه بهمن» را رقم زدند.

امسال اما، سالگرد انقلاب بهمن ماه، حامل اهمیتی مضاعف برای همگان است. اکنون این سالگرد در بحبوحه و کوران حوادثی رخ می دهد که پس از انتخابات ریاست جهوری اخیر به وقوع پیوسته است؛ جنبش وسیع و اعتراضی مردم، ماه هاست که ادامه دارد و خواست ها ی آن، روز به روز به سمت رادیکال شدن و مترقی تر گردیدن به پیش می رود. سرکوب ها، اعدام ها، بازداشت ها، شکنجه ها و احکام بی شرمانه سنگین  علیه مردم و فعالین سیاسی و اجتماعی به شدید ترین نحو ادامه دارد و همه نیروهای سیاسی، اعم از دانشجویان، کارگران، زنان و اقلیت ها را هدف هجوم خود قرار داده است اما این جنبش کماکان نگاهی به پیشِ رو دارد.

روشن است که این جنبش فراگیر، طیف گسترده ای از طبقات و اقشار مختلف را در خود جای داده است، و شکی نیست که بخش های غیر مترقی با سوایق و اهداف ارتجاعی نیز در داخل این جنبش حضور دارند که می کوشند با طرح خواست های انحرافی، شعارهای غیر مرتبط با خواست مردم و ضرورت های جنبش و نیز تقویت گرایشی به سمت سازش و مصالحه، خدشه ای در مترقی بودن مبارزه رادیکال مردم علیه دیکتاتوری ایجاد نمایند. این جنبش به درستی جنبشی طبقاتی است، و اکثریت عظیمی که در این جنبش شرکت دارند، یا به طبقه کارگر و زحمتکش تعلق دارند یا از مهم ترین متحدین طبقه کارگر اند.

اگرچه برجسته ترین مطالبات این جنبش در ماه های نخستین، علیه دیکتاتوری موجود و برای احقاق آزادی های سیاسی و اجماعی به نظر می رسید، اما عمق گرفتن مطالبات از یک سو و عدم تبعیت کلیت جنبش از رهبران خودخوانده داخل و خارج از کشور نشان داد که این جنبش مراحل پیشروی را با سرعتی غیر منتظره پیموده و دیگر تنها در چارچوب های تنگ برخی خواسته ها که از سوی رفرمیست ها دیکته می شود نمی گنجد.

 جریانات راست و رفرمیست نمی توانند این جنبش را به نفع خود مصادره نمایند و با طرح بحث های انحرافی از جمله این که این جنبش طبقه متوسط جدید است یا جنبشی صرفا محدود به خواسته های سیاسی  این طبقه (از جمله باز پس گیری رای!!! ) می باشد، رادیکالیسم موجود در این جنبش و مطالبات آن را پنهان یا انکار نمایند. اگرچه جنبش ضد دیکتاتوری، ماهیتا  جنبشی مترقی می تواند باشد، اما در کشورهایی چون ایران واضح است که نفی دیکتاتوری و احقاق حقوق دموکراتیک بدون نفی سرمایه داری و لذا بدون میدان دار شدن طبقه کارگر امری محال است.

 

اکنون دیگر برای همگان روشن است که چه نیروهای سیاسی، با چه برنامه ها، منافع و اهدافی در این جنبش اعتراضی حضور دارند. این که نیروهای راست با تمام اعوان و انصار و رسانه های قدرتنمندشان می کوشند که سخنی از کارگران و پا به عرصه نهادن آنان و اعتراضات هر روزه آنان به میان نیاورند، یا ورژن های دلبخواهی از این جنبش انکار ناپذیرذ و استراتژیک ارائه دهند که با منافع آنان هم گرایی داشته باشد، حاکی از این واقعیت است که در واقع، آنان می خواهند به این جنبش در جهت منافع کلیت بورژوازی دنی ایرانی جهت بدهند ، اما خود بهتر از هرکس دیگر می دانند که چنین امری میسر نیست و این در حوادث 6 دی ماه بیش از پیش بر همه روشن شد که مردم به چه راهی می روند و چه گونه سینه چاگان و خدمت گزاران بورژوازی را به حیرت فرو می برند و دچار سرگیجه می نمایند.

 

مبارزات هر روزه کارگران ایران در جریان است و از همان روزهای نخست پس از شروع اعتراضات، چشم همه مردم به اعتصابات و اعتراضات آنان بوده است. واضح است که از پس چندین دهه دیکتاتوری  و حاکمیت سرمایه در پرتو استبداد، فقدان تشکل یافتگی کارگران امری غیر عادی و شگفت نیست، اما این نیز روشن است که کارگران اراده پای نهادن به عرصه را دارند و زمزمه هایی از ایجاد تشکل های طبقاتی  کارگران به گوش می رسد. بیانیه های مکرر کمیته ها و شوراهای کارگری متعددی که در چند هفته گذشته در رسانه ها بروز پیدا کرده است، حاکی از این امر است که انتظار مردم به رسالت طبقه کارگر پیوند خورده و می رود که این جنبش به تدریج تعّین طبقاتی پیدا نماید و مجموعه ای از خواست های برابری طلبانه در کنار مطالبات و آزادی های دموکراتیک به صراحت طرح شود.

امروز دیگر هیچ اراده ای نمی تواند این واقعیت را از چشم آحاد مردمان پنهان بدارد که هیچ آزادی و حقوق دموکراتیکی محقق نمی شود یا دوام نمی آورد، مگر این که حضور طبقه کارگر متشکل و سازمان یافته، آن را تضمین نماید و این حقیقتی است که فراتر از بیانیه ها و شعارهای پیشروان سوسیالیست در حرکت است.

تمام تلاش نیروهای چپ و پیشروان سوسیالیست در جنبش های مختلف باید معطوف به این امر مهم باشد که طبقه کارگر با تشکل های مستقل و طبقاتی اش عرصه گردان مبارزات ترقی خواهانه مردم گردد. یک استراتژی ناب سوسیالیستی تنها در پرتو درک این واقعیت می تواند صف مستقل طبقاتی را در جنبش های اجتماعی مختلف ایجاد نماید.

اکنون، رفقا و هم رزمان بسیاری  در زندان داریم، دانشجویان، فعالان  کارگری و زنان و حقوق کودک، انسان های بسیاری که برای خواست آزادی و برابری در چنگال دیکتاتوری اسیر اند و بیش از پیش نیازمند اتحاد و هم بستگی نیروهای پیشرو و سوسیالیست بر مبنای درک صحیحی از شرایط پیشِ رو و نیازهای عاجل این جنبش برای پیشروی..

 

زنده باد هم بستگی و اتحاد مردم مبارز علیه دیکتاتوری!

زنده باد صف مستقل و طبقاتی کارگران!

زنده باد سوسیالیسم!

 

دانشجویان سوسیالیست دانشگاه های ایران

22بهمن 1388

 www.socialist-students.com

   

 

برگشت به صفحه اول