--------------------------------------------------------  ديدگاهها  -----------------------------------------------------

 

 

طرح حمايت از خانواده طرح حمايت از طبقه ي حاكم

چندي است كه در ايران شاهد اعتراضاتي عليه طرحي موسوم به طرح حمايت از خانواده هستيم. به نظر مي رسد ماده هاي 23و 25 آن كه به مردان اجازه ازدواج دوم به شرط اجراي عدالت و تمكن مالي، و همچنين بستن ماليات به مهريه،  بيشترين اعتراضات را موجب شده است. غالب اين اعتراضات بر تضييع حقوق برابرزنان  (در صورت تصويب اين لايحه) تاكيد دارد كه گويا اين طرح منجر به لكه دار شدن قداست خانواده خواهد شد. نهادي كه در آن ارزشها و مناسبات مسلط جامعه در روند سلسله مراتبي آن و در راستاي بهره كشي  هرچه بيشتر و توليد و نگاه داشت نيروي انساني و القاء باورهاي انفعالي و ترويج فرهنگ مسخ بودگي بنياد نهاده شده است اين گونه استدلالات و خواسته ها نه تنها به جنبش رهايي بخش زنان نزديك نخواهد شد بلكه بازتوليد همان مناسبات انسان و زن ستيزانه در فرمي مبهم و ناگويا است و اساسا به عميق تر و مستحكم تر شدن پايه هايي نهادي كمك مي كند كه هم علت و هم معلول كم ارج كردن زنان بوده و خواهد بود.

خواهاني حقوق برابربا مردان خالي از هرگونه كاركردي براي رهايي زنان است كه نه توانسته و نه خواهد توانست دگرگوني بنيادي تامي را كه نوع بشر خواستار آن است به منصه ظهور بگذاردطرح چنين لايحه اي از بيخ و بن يادآورابتكار! ازدواج پدرسالارانه ي روميان بزرگ زاده، براي تامين منافع و به ارث گذاري مايملك خود براي پسرانشان است. ذات چنين طرحهايي مبتني بر رقابتي است كه ذاتي سيستم مولد آن مي باشد. رقابتي براي به دست آوردن امكاناتي عميقا ضد انساني و زن ستيزانه كه منجر به از خودبيگانگي بيشتر زنان ونهايتا نوع بشري است كه در چنين شرائطي زيست خواهد كرد و موظف به توليد نيروي حرف شنوي ارزان خواهد بود. سرمايه داري تا به امروز توانسته است با استثمارو بي مزد گزاردن كار خانگي بخشي از نيازهاي مردان كارگر را در خانه مرتفع كند تا مجبور به پرداخت حقوقي برابر با تامين معاش آنها نباشد. به نظر مي رسد با وجود دو زن يا بيشتر در هر خانه شكل استثمار هيئت پيچيده تري به خود خواهد گرفت.

بازهم سيستم هوشمند و در عين حال ضد انساني سرمايه داري به انديشه هاي ارتجاعي چنگ زده تا كمترين تحركات انسان و آزادي خواهانه را در بطن نهادي از بين ببرد كه تقابل با قداست و طبيعي بودن آن نيروي عظيمتري را مي طلبد چه اساسا به لحاظ فرهنگي و روانشناختي قائل بودن به تبايني ميان بهره كشي صنعتي و بهره كشي خانوادگي توان ذهني و روحي بالايي را مي طلبد كه به نظر مي رسد هنوز در جامعه ي نيمه سنتي و نيمه مدرن و بعضا پسامدرن! ايران در شكل توده اي آن عيني نيست.

در چنين شرايطي كه تلاش چندجانبه اي در جهت نفي حقوق انساني آغاز شده و تمام مناسبات بين انسانها بر اساس رقابتي ذاتا ناشاد بنياد گذارده شده اگر زنان نتوانند با اتكا بر نيروي راستين خود و در چشم اندازي طبقاتي صفوف خود را سازمان دهند آيا در سالهاي آتي انتظار اتفاقات درنده خويانه ي عميق تر خانوادگي دور از ذهن خواهد بود كه شكل نهادي شده ي آن به طرز هولناكي بسيار سهل تر اتفاق خواهد افتاد؟ 

  بايد ديد كه زنان براي مقابله با افواج تبليغات مصرف گرايانه، ستم هاي چند لايه و چند سويه، باز پروري اسطوره ي نقش مادري صرف و ارزشمندي آن چه تمهيداتي خواهند انديشيد و چگونه خواهند توانست با لايه روبي از عبارات و كلماتي كه با تعابير آسماني بسته گي دارند، همدوش ساير هم سرنوشتهايشان به مبارزه برخيزند. بستر سازي براي ريشه يابي ستمهاي مضاعف طبقاتي ، جنسي و آگاه گري فقط با دستهاي انسانهايي مقدور خواهد بود كه به انديشه و توان انساني اعتقاد دارندو اين مسئله تنها در توان طبقه ي كارگري خواهد بود كه جنبش اعتراضي زنان را از شكل روشنفكري آن درآورده و بتواند در كنار زنان سينماگر . شاعر. نويسنده . حقوقدان و... خيل عظيم زنان كارگر را همچون آغاز جنبش فمنيستي، در شكل جهاني به مبارزه وا دارد.  

  شهريور 1387

شيوا سبحاني (منطقه غرب)

 

 

 

برگشت به صفحه اول