زن از نگاهی دیگر
هرچند مرد سالاری تاریخ چند هزار ساله را پشتسر خود میبیند و در تمامی صورت بندی اجتماعی که طبقات متخاصم وجود داشته اند، همیشه به زن ستم شده و حق و حقوقش نادیده گرفته شده است. از طرفی دیگر با پیدایش خانواده و به خانه رانده شدن زن و حبس او در چهار دیواری منزل، استثمار زن به دست مرد به اوج خود رسید که حتی جزیی از این استثمار در اذهان چنان نهادینه شده بود که زنان را جنس فرو دست و مردان را جنس بالا دست و برتر به حساب میآورد. از آنجا که زن هیچ گونه مشارکتی در مسایل اجتماعی نداشت، خود به این باور رسیده بود که توانایی هایش محدود است و چون از نظر جسمانی ضعیف است، پس باید به ماندن در خانه و شست وشو-رفت وروب و پخت وپز قناعت کند و تمامی فعالیت های بیرون از خانه، و نیز مشارکت در مسایل اجتماعی، سیاسی، علمی و اقتصادی را به مردان بسپارند. به همین دلیل مردان بدون هیچ گونه امتیاز ویژه ی قانونی و بر اساس همین تقسیم بندی ظالمانه در خانه، بورژوا و زنان پرولتاریا به حساب می آیند. چون فعالیت مردان پول ساز است، ارزشمند است اما فعالیت زنان پول ساز نیست، پس فاقد ارزش است. چون مرد نان اور خانه است همه دستورها از جانب او صادر می شود و کار زن معمولا تمکین کردن است. چون زن از نظر اقتصادی به مرد وابسته است، معمولا باید هر نوع حقارتی را قبول کند. اینها تنها نمونههایی از تحمیل نابرابری و تبعیض علیه زنان است که حاصل موجودیت سیستم و مناسبات سرمایه میباشد، در حالیکه عملا زن نیروی ذخیره کار را تولید و باز تولید میکند اما خودش در مقابل کار برابر با مرد، در کارگاهها و کارخانجات حقوق برابر دریافت نمی کند.
امروزه حقوق زن، آزادی زن و دفاع از کرامت زن تا جزئیترین اجزایش شکافته شده و مدافعان سرسختی در میان آفرینندگان ثروتهای مادی و معنوی دارد. اما سرمایهدارن برای تحقق کسب ارزش اضافه و سود به انحاء مختلف میکوشند و خیل خیل انسانهای به اصطلاح متفکر و در واقع توجیه گر نظام استثمارگر سرمایهداری را پروراندهاند، تا به زنان معترض بگویند نظام موجود معقول است.
سرمایهداران ابتدا اعضای این خیل را به سراغ زنان معترض میفرستند تا قانعشان کنند و با اوضاع بسازند، با بیعدالتیها بسازند، با غارت حاصل دسترنجهایشان بسازند. همینکه زنان معترض بگویند نه ما این نظم را قبول نداریم؛ ما این قوانینی را که شما گذراندهاید قبول نداریم؛ همینکه ما بخشی از یک طبقه جهانی هستیم و خواهان حقوق برابر هستیم، نیروهای سرکوبگرشان را به سراغ آنان میفرستند.
در جامعه ما سرمایهداران تلاش کردهاند تا در محیط کار، در مراکز آموزش و در خانه زنان را به جنس دوم تبدیل کنند. آنها با اتکا به شیوههای گوناگون محدودیتهای زیادی را برای زنان ایجاد کردهاند، حتی در استخدام نیز فشار و تبعیض تا بدان حد است که فقط 15 در صد زنان در مراکز کاری به استخدام رسمی درآمدهاند. اما مقاومت و مبارزهی روزانه زنان علیه این فشارها و محدودیتها بطور مستمر در جریان بوده است. در نتیجهی این مبارزات، تحولاتی در زنان و در جامعه ایجاد شده است. یک نمونهی آن به میدان آمدن زنان مبارز بسیاری است که در هر دو جنبش کارگری و جنبش زنان با فداکاری علیه مرد سالاری، استثمار سرمایهداری، و مناسبات ضد زن و ضد انسانی در جنگند. ما کارگران این مبارزه جوئی را ستایش میکنیم و آن تحولات را پاس میداریم. ما بر این عقیده هستیم که اتحاد جنبش زنان با جنبش کارگری میتواند دست آوردهای بزرگی را در بر داشته باشد و جنبش کارگری آماده است در گستردهتر کردن، تعمیق و تثبیت این تحولات بکوشد.
گرامی باد 8 مارس روز جهانی زن
اعضای کمیته هماهنگی شهرستان
اشنویهاسفند 1387
