به یاد فاجعه حلبچه
صدیق گویلیان
امروز بیست و یکمین سالروز
بمباران شیمیایی حلبچه است که در تاریخ
16/3/2009 توسط
رژیم بعث عراق به وقوع پیوست. سال روز فاجعه دلخراشی که دل
هر انسان آزادیخواهی را به لرزه در می آورد. در
چنین روزی رژیم دیکتاتور بعث به یاری هم دستانش و حامیان
سرمایه، ، جنایتی را خلق کردندکه در تاریخ بشریت کم نظیر
بود.
آیا تا به حال نام حلبچه را
شنیده اید؟ ای کودکان بی خبرای انسانهای پاک ومعصوم، شما
را می گویم. شاید در کتابهای درسی خود نام بمباران اتمی
هیروشیما وناکازاکی را شنیده باشید، اما گمان نمی کنم تا
به حال نام حلبچه به گوشتان خورده باشد، اما من به یادتان
می آورم که حلبچه چه بود و کجا بود و چه شد. حلبچه شهری
بود در کردستان که مردمانی فقیر، محروم و ستم دیده که در
زندگی اسفباری به سر میبردند. شاید
نامش را زندگی بگذاریم اما زندگی این انسانها با شماها
تفاوت زیادی داشته و دارد کودکانشان در خرابه ای به نام
مدرسه درس می خواندند، مردمانش در ویرانه هایی به نام خانه
زندگی می کردند، همیشه در فقر و فلاکت زندگی سخت و طاقت
فرسای روزمره را سپری میکردند. با این همه فلاکتباری و
شرایط سخت ودشوار،
زمانی که مردمانش سرمای زمستان را پشت سر گذاشتند، زمانی
که دلهای آزرده به درد و رنج در انتظار سال نو بودند،
زمانی که گلها از خاک سردرمی آوردند و آماده شکوفه دادن
بودند، زمانی که پرستوها برای زندگی تازه لانه می ساختند،
زمانی که جانداران در انتظار رسیدن بهار و حس بوی آن
بودند، خیلی
ساده به قربانیگاه سیاست ضد انسانی و جنگ
افروزانه سرمایه فرو رفتند. حتما می
پرسی چرا به چه جرمی؟ جوابی ندارم شاید به جرم انسان بودن،
به جرم بی جرمی، به جرم زندگی کردن، به جرم این که هدفشان
زیستن در دنیایی که جز فقر وفلاکت چیزی نصیبشان نشد،
قربانی شدند. شاید بپرسی اینها که جرم نیست؟ آری دوست عزیز
برای تو اینها که جرم نیست اما برای مردمانی که سرمایه
آنها را به کام اهداف شوم خود تبدیل کرد، آنها را به فلاکت
کشید، آنها را در فقر و سیه روزی فرو برده، جرم
شمرده میشود. با این همه فلاکت باری، جنگ، این فاجعه تاریخ
بشری، این دیو سیاه سرمایه، جان بیش از 5000 انسان( کودک و
زن و مردمانی بی دفاع) و جان میلیونها جاندارو گیاهان و
طبیعت را میگیرد و نفس کشیدن و حق زنده ماندن را از آنها
را سلب می کند. همچنین این فاجعه شوم غیر انسانی منجر به
مجروح و شیمایی شدن 7000 انسان بی گناه شد.
البته که گرفتن جان 5000 انسان که قربانی سیاستهای شوم غیر
انسانی سرمایه میشوند ارزش
چندانی برای فریبکاران سرمایه نخواهد داشت، هیچ سازمان
خبری، این فاجعه تاریخ بشری را بازتاب ومنعکس نخواهد کرد.
چرا؟ تو از آنها بپرس که چرا این فاجعه به گوش جهانیان
نرسید، که حداقل بانیان این فاجعه را افشا و رسوا کنند.
اما چه اشتباه بزرگی کردم
برای سود پرستان جهان چه اهمیتی دارد که مردمان قربانی شدهی حلبچه
زنده اند یا مرده؟ گرسنه اند یا بیمار؟ و... . در این
دنیای جنگ و سرمایه که حامیان هدفشان تنزل ارزش انسانیست
زندگی بی ارزش است، پول،سرمایه، سود اندوزی، انسان کشی،
جنگ افروزی هدف آنهاست و برای رسیدن به چنین هدفی به هر
وسیله متوصل خواهند شد و انسان هم قربانی اصلی این هدف شوم
و فاجعه آمیز خواهد بود. هنگامی که هزاران انسان کشته یا
مجروح و شیمایی می شوند خبرش از هیچ رسانه ای منعکس نخواهد
شد و چنین فاجعه ای به گوش هیچ کسی نخواهد رسید. و حتی
فکرش هم به ذهن کسی خطور نخواهد کرد.
انسانی کشی و فاجعه به طول
تاریخ بشریت قدمت دارد، درست در 43 سال پیش از بمباران
حلبچه، فاجعهی بزرگی
در هیروشیما و ناکازاکی باز هم از سوی حامیان سرمایه به
وقوع پیوست، با این تفاوت که اخبارش به گوش جهانیان رسید
اما حلبچه در سکوت مطلق زنان وکودکان خفه شده باقی ماند!!
کسی نپرسید این شهر چه شد؟ مردمانش کجا رفتند؟ مرمانش چه
شدند مرده اند یا زنده؟ نه! کسی نپرسید که در این شهراز چه
بمبهایی استفاده و
چه فجایعی رخ داده؟ کسی منشا و بانی این فجایع را افشا و
به مردمان جهان معرفی نکرد و کسی نپرسید که این بمبها را
چه کسی ساخته، و به چه حقی بر سر انسانهای بی دفاع فرو
ریخته شد؟ و بسیار سوالهای بی جواب دیگر.
اما مگر صدام حامیانش جانشان
از جان مردمان بی دفاع حلبچه گرانمایه تربود که حق زندگی
کردن بر این کره خاکی را داشته باشند و انسانها را قربانی
اهداف خود کنند؟!
اما درست بعد از21 سال ازگذشت چنین فاجعه ای دادگاههای دروغین و کذب از سوی حامیان قتل و انسان ستیزان برگزار میشود که پشت پرده های این فجایع خود دولتهای جهانی و حامیان سرمایه بوده و هستند. اما باید کمی به پشت وپرده کارهای این جانیان انسان بنگریم و آنهایی که صدامها دست پرورده خود هستند و آن را به وجود آوردن، این فجایع یاری داده اند، را افشا و بیابیم و آنها را در دادگاههای علنی و مردمی، جلو چشم عموم مردم محاکمه کنیم، که دیگر دست سیاهشان به خون بشر آلوده نشود، که هرگز حلبچه های دیگری نیافرینند، انسانهای دیگری را در کام مرگ فرو نبرند، آرزوهای کودکان را برای آمدن سال نو را با خاک و خون یکسان نکنند، که دیگر حلبچه را به خاطر کشته شدگانش به دیگران نشناسانیم. بیایید تا رسوایشان کنیم ودست همه آنها را از فاجعه هایی که تا به حال به وجود آورده اند و درصدد به فراموشی سپردنشان هستند، افشا کنیم که دیگر کسی درانتظار رسیدن سال نو در قربانی گاه سرمایه چشم از جهان نگشاید، دیگر کسی فلج به دنیا نیاید، دیگر مادری نازا نشود و داغ بزرگ بی کسی و بی خانمانی را بر پیشانی کودکان نبینیم، که دیگر هزاران مجروح این فجایع زندگی انسانی را از آنها نیگیرند. بیایید دست به دست هم دهیم و به یاد قرانیان حلبچه پیمان ببندیم که دست همه جنگ افروزان را از جهان کوتاه کنیم تا حلبچه های دیگری تکرار نشود و تا از ریشه برکندن فقروفلاکت از جهان آرام ننشینیم. البته بایستی بدانیم که تا وقتی که سرمایه و سود اندوزی بر جهان حاکم باشد و برای سود آوری بیشتر انسان را قربانی خود میکنند، رهایی انسان از این فجایع غیر ممکن خواهد بود و این مهم ما را وامیدارد که با اتحاد و همبستگی جهانی کارگران، زنان و همه انسانهای آزادیخواه و انسان دوست توان مقابله با چنین سیستم انسان ستیزی خواهیم داشت. براندازی سیستم سرمایه همگام خواهدبود با براندازی قربانیگاههای انسان کشی و فاجعه آمیز حامیان سرمایه.
26/12/87
