--------------------------------------------------------  ديدگاهها و مقالات -----------------------------------------------------

 

چهار شنبه / 05 فروردین 1388                                                                                                                                 

 

روز جهانی زنان کارگر 

و. ای. لنين

جان کلام بولشويزم و انقلاب اکتبر روسيه، درگير امور سياسی کردن آن دسته از مردمی است که بيش از ديگران تحت ستم سرمايه داری بوده اند. اين افراد هم در شرايط پادشاهی و هم در جمهوری های بورژوا دموکرات از سوی سرمايه داری غارت و تضعيف شده و فريب خورده بودند. تا زمانی که زمين و کارخانه تحت مالکيت خصوصی باشد، اين ستم، فريبکاری و چپاول نيروی کار مردم توسط سرمايه داران، ناگزير ادامه خواهد داشت.

افشای ماهيت دروغين و غير حقيقی دموکراسی بورژوازی، براندازی مالکيت خصوصی بر زمين و کارخانه و متمرکز ساختن تمام قدرت دولتی در دستان توده های کارگر و تحت ستم، اساس بولشويزم را تشکيل می دهند. اين توده ها، سياست را، که بخشی از مسير ساخت جامعه نوين است، می آموزند. اين کار ساده ای نيست: توده ها به وسيله سرمايه داری تضعيف شده و ستم ديده اند، اما برای رهايی از زنجير های بردگی مزدی در نظام سرمايه داری، راهی جز اين نداريم– و راهی جز اين اصلا وجود ندارد.

اما نمی توان بدون وارد ساختن زنان به سياست، توده ها را به دخالت در سياست کشاند. زيرا زن در نظام سرمايه داری تحت ستمی دو گانه قرار دارد. زنان کارگر و دهقان توسط سرمايه مورد ستم قرار می گيرند، اما حتی در دموکراتيک ترين جمهوری های بورژوازی نيز ستمی مضاعف را متحمل می شوند: اولا به اين دليل که قانون آنها را با مردان برابر در نظر نمی گيرد و از برخی حقوق محروم ميشوند، ثانيا، آنها همچنان در چنگال خانواده اسير می مانند– و اين نکته اصلی است. زنان همچنان برده خانواده باقی می مانند، زيرا تحت فشار بيش از حد کار های خسته کننده، کمر شکن و کثيف آشپرخانه، خانه و خانواده قرار دارند.

هيچ حزب يا انقلابی، مانند آنچه شورا و حزب بولشويک انجام می دهد، چنان عميق، تيشه بر ريشه ستم کشی و نابرابری زنان نزده است. اينجا، در خاک روسيه شوروی، هيچ اثری از نابرابری ميان زن و مرد در قوانين باقی نمانده است. قدرت شورايی تمام نابرابری های نفرت انگيز، پايه ای و رياکارانه که در قوانين ازدواج و خانواده و نيز نابرابری های مربوط به کودکان وجود داشت را از ميان برده است.

اين تنها اولين قدم در راه رهايی زنان است. اما هيچ يک از جمهوری های بورژوازی، از جمله دموکراتيک ترين آنها، جرات برداشتن حتی همين قدم اول را نيز نداشته اند. دليل آن مقدس بودن اهميت مالکيت خصوصی است.

دومين و مهمترين قدم نيز براندازی مالکيت خصوصی زمين و کارخانه است. اين قدم به تنهايی راه را برای رهايی کامل و حقيقی زنان خواهد گشود، طی انجام اين کار، زنان با پشت سر گذاشتن دوران انتقال از خانه داری کوچک تک نفره به خدمات بزرگ اجتماعی شده، از اسارت خانواده رها خواهند شد.

چنين انتقالی سخت خواهد بود، زيرا بايد قوی ترين، عميق ترين و قديمی ترين "مراتب" (که البته زنندگی و بربريت می تواند لغت بهتری برای آن باشد) را دگرگون سازد. اما دوران انتقال آغاز شده است، اين سخنان به اجرا در آمده اند و ما قدم در مسير نوين گذاشته ايم.

و به اين ترتيب جلسات بی شمار روز جهانی زنان کارگر در تمامی کشور ها درود های خود را نثار روسيه شوروی ای خواهند کرد که برای نخستين بار در راه انجام اين وظيفه ويژه و به شدت عظيم، اما مهم، قدم گذاشته است، وظيفه ای که دارای عظمتی جهانی و حقيقتی آزادی بخش است. در خلال اين نبرد بايد آماده باشيم که در برابر عکس العمل های خصمانه و مداوم بورژوازی وحشی ميدان را خالی نکنيم. هر چه يک کشور بورژوازی "آزاد تر" و "دموکراتيک تر" باشد، حملات دار و دسته های سرمايه داری بر عليه انقلاب کارگران گسترده تر خواهد بود، می توان ايالات متحده آمريکا را برای اين مورد مثال زد. توده های ساکن و خاموش امريکا، اروپا و حتی آسيای عقب افتاده، نهايتا بوسيله جنگ امپرياليستی به حرکت در آمدند.

توده ها در سراسر جهان پا به ميدان می گذارند.

هيچ چيز نمی تواند جريان رهايی توده ها از يوغ امپرياليزم و رهايی زنان و مردان کارگر از بند سرمايه را متوقف کند. اين جنبش بوسيله ده ها و صد ها ميليون زن و مرد کارگر در شهر و روستا پيش می رود. به اين دليل است که اين جنبش رهايی کار از قيد سرمايه در سراسر جهان به پيروزی خواهد رسيد.

 

۱۴ مارس ۱۹۲۱

 

ترجمه:کيومرث عادل

 

 

برگشت به صفحه اول