دلالی اداره کارسنندج به نفع کارفرمایان
وفا قادری
تحمیل شرایط سخت کار به کارگران، خارج کردن کارگاههای زیر پنج و ده و سپس بیست نفر از شمولیت قانون کار، تحمیل قراردادهای موقت کار و به طبع آن قراردادهای سفید امضاء از طرف دولت به کارگران، تصویب نمودن افزایش سن باز نشستگی، تحمیل میزان دستمزدهای چند برابر زیر خط فقر، غیر اجرایی کردن قوانین سخت و زیان آور کار، تایید احکام اخراج دسته جمعی و فردی کارگران از طرف دولت و اداره کار، بی مسئولیتی در قبال کارگران آماده به کار و بیکار و عدم پرداخت بیمه بیکاری به آنها، رها کردن کودکان کار و کارگران از کار افتاده در این شرایط بحرانی، حتی اجرایی نکردن احکامی که احیانا" به نفع کارگران صادر میشود (نمونه شرکت پرریس سنندج)، حمایت از کارفرمایان برای اخراج کارگران و موارد دیگری از این قبیل، گویا از نطر دولت و اداره کار مطبوعش، کم ضربهای به زندگی ما کارگران و خانوادههایمان وارد ننموده است و انگار خوش خدمتی ناچیزی به کارآ فرینان! (نام دیگر کارفرمایان) برای بدست آوردن سود بیشتر از قبل استثمار کارگران است.1
بنظر میرسد دولت با تصویب وامهای میلیاردی و تزریق پولهای هنگفت (حاصل دسترنج ما) به این جنابان کار آفرین! می خواهد به آنها کمک بیشتری کند. کاری که هیچ نفعی برای کارگران ندارد و فقط برای خالیتر کردن سفره ما کارگران و حمایت از کارفرمایان است. مسئولین اداره کار سنندج پا را فراتر گذاشته و از کیسه خلیقه هم می بخشند. آنها از پول اندوخته شده بیمه کارگران، یعنی مبلغی که به کارگران اخراجی تحت پوشش بیمه بیکاری تعلق میگیرد را هم به نفع کارفرمایان بخشش می کنند. مجریان این اداره به این عنوان که گویا اینکار قانونی است، افراد تحت پوشش بیمه بیکاری را مجانی به کارفرمایان می فروشند و برای آنها دلالی می کنند و کارگران هم از قوانین نیم بند کار بی خبرند.1
بر اساس این طرح، کارگران تحت پوشش بیمه بیکاری را در قبال پرداخت تنها 30 درصد از این حقوق ناچیز به اداره کار، آنها را وادار می کنند که با سپری کردن ایام بیمه بیکاری و حتی بدون برقرار کردن بیمه آنها، برای کارفرمایان کار کنند. در مقابل، کارگرهم ایام بیمه بیکاریاش را از دست می دهد و از مقدار بسیار زیاد! مزایا یعنی 800 ریال حق خوار بار و 100000 ریال حق مسکن و یا اگر موفق به ازدواج شده باشد، از حق اولاد بر خوردار گردد. البته این امر شامل کارگرانی است که مدت زمان بیمه بیکاری آنها بیش ازهفت الي هشت ماه می باشد. اداره کار نه تنها نیروی کار کارگران را این چنین ارزان می فروشند، بلکه به اندوخته دسترنج ما کارگران هم رحم نکرده و از آن به نفع کارفرمایان ولخرجی می کند. این کارها را همان اداره ای انجام می دهد که از طرف دولت متصدی امور کارگری و حامی ما کارگران است!1
علاوه بر این کارخانه ها و کارگاههای هستند که کارگران برای زنده ماندن، با دستمزد های بسیار کمتر از حداقل حقوق زیر خط فقر، در آنجا مجبور به کار می شوند و آنها را وادار می کنند که قراردادهای برابر با این حداقل حقوق را امضا نمایند. اداره کار این مصایب و هزاران مشکل دیگر را میبیند و چشم را به روی همهی آنها می بندد. حتی کارفرمایان محترم! را از طریق ماده و تبصره قانونی، راهنمایی می کند. ما کارگران را هم مجبور می کنند برای امرار معاش تن به کار با دستمزد پایین و بدون هیچ مزایا و حتی بدون رعایت موارد نیم بند قانون کار بدهیم.
کارگران! همانطور که می دانید هیچکس، نه اداره کار، نه دولت و نه خانه کارگر، از ما حمایت نمی کند. ما نیروی عظیم این جامعه هستیم و همهی وسایل رفاهی و امکانات این جامعه را تولید میکنیم. شایسته است ما و خانوادههایمان نیز، از زندگی مرفه و انسانی برخوردار باشیم. این میسر نمیشود مگر با تلاش و اتحادمان. پس چارهای جز اتحاد، همبستگی و حمایت از یکدیگر نداریم و این امر فقط با ایجاد تشکلهای مستقل و طبقاتی مان ممکن خواهد شد. پس باید متحد و متشکل شویم و حول تشکلهایی که به نیروی خود ما تشکیل می شود، از زندگی مان دفاع کنیم و برای رهایی ازچنگال شرایط غیر انسانی نظام سرمایه داری بکوشیم.1
خرداد 1388
