باز هم تراژدی....
انگار که در ایران تراژدیها برای مردم بیگناه و زحمت کش پایانی ندارند و هر روز زندگی آنان با یک تراژدی به پایان میرسد . نمونه اش همین حادثه چند روز پیش هواپیمایی ایران در مسیر ایران به ارمنستان بود که متاسفانه در جریان آن 168 نفر از مردم بیگناه در حریق ناامنی جانی ناشی از بی توجهی مسئولین خاکستر شدند و به همراه آن شاید هزازان رویای زندگی خوب و انسانی دود شد و به هوا رفت و جای آن را غم واندوه و دلهره و اضطراب برای بازماندگان گرفت .
در اینجا قصد نگارنده واکاوی و بررسی دلایل حادثه اخیر نبوده بلکه همچنانکه قبلاً در مقاله دیگری با عنوان « تراژدی بی پایان رنج » اشاره کرده است هدف بازگو کردن نتایج این حوادث در زندگی بازماندگان قربانیان است . مهم این است که نشان داده شود که به طور اعم در نظام سرمایه داری و به طور اخص در سرمایه داری ایران زندگی انسانهای بی گناه به راحتی قربانی جنگ یا صلح منافع دول سرمایه داری می شود . درد و رنجی که بر انسانها و علی الخصوص مردمان زحمتکش می رود در ایران به شکلی مضاعف خود را نمایان می سازد زیرا آنها از یک طرف قربانی سیاستهای اقتصادی کشنده سرمایه داری ایران هستند و از طرف دیگر بارها قربانی جنگ و صلح منافع متفاوت و مشترک دولتها می شوند . مثال بارز مورد مذکور را تحریمهای اقتصادی از طرف دول اروپایی و آمریکایی در رابطه با ایران ذکر نمود که هزینه سنگین آن را باید مردم زحمتکش ایران بپردازند . و در ضمن همین تحریمها به وسیله ای برای مشروع جلوه نمودن جریانات افراطی در سراسر خاورمیانه تبدیل شده است .
حادثه اخیر و چندین حادثه هوایی دیگر که در دهه 1380 تا به حال روی داده است نمونه هایی از قربانی شدن مردم در بارگاه سرمایه داری می باشند . به راستی که در نظام سرمایه داری ارزش جان انسانها بسی کمتر از ارزش سود صاحبان سرمایه و قدرت است به عنوان مثال در کازخانه ها و کارگاهها انسانها طعمه دستگاههای دست ساخت خود می شوند و یا زیر آوار و آتش سوزان طمع و آز سرمایه دارن جان می دهند ویا در صورت اعتراض به وضعیت فلاکت بارشان به گلوله بسته و یا شلاق زده می شوند .
مردمان بی تاوانی در جاده های کشور که به قتلگاهی می مانند هر روز با مرگ دست و پنجه نرم می کنندو سالیانه هزاران نفر از آنها به کام مرگ فرستاده می شوند . ویا انسانهای بی گناهی که تنهابه جرم اعتراض به حق پایمال شده خودشان در روزها و هفته های اخیر به راحتی کشته شدند ومرگ آنها به دست هایی پنهان ربط داده شد. با حادثه اخیر هم که دیگر وضعیت اسفناک ناوگاه هوایی بر همگان روشن تر شد . از اینها گذشته در ایران رایج شده که بعد از هر حادثه ای بلافاصله دست به دامان تشکیل کمیته هایی برای بررسی دلایل حادثه می شوند و اما این همان نوشداروی بعد از مرگ سهراب است چرا که دلایل حادثه بر همگان روشن است و نیازی به گفتن ندارد . (جاده های غیر استاندارد و ناوگان هوایی فرسوده و از کار افتاده ، نبود وسایل ایمنی در محیط های کاری و نیز نبود هیچ گونه قوانین نظارتی در این موارد از طرف دولت ).
در چنین شرایطی که زحمتکشان جامعه از هر گونه تامین و بیمه های اجتماعی محروم هستند و نیز تورم روز افزون توان و رمق آنان را گرفته است پیش آمدن چنین حوادثی همچون کابوسی دهشتناک بر زندگی انان سایه می افکند و مختل نمودن زندگیشان را برای مدتها و شاید برای همیشه باعث می شود.
آیا تشکیل کمیته های مذکور از جانب دولت توانسته است تا به حال باری از دوش بازماندگان بردارد و آیا تا به حال موفق شده است که از آمار این گونه حوادث بکاهد ؟ جواب مسئله را با اشاره به این مسئله باید جواب داد که ارزش جان انسانهای بیگناه در این جامعه کمتر از منافع نظام سرمایه داری ای است بنابر این در آینده هم شاهد وقوع این چنین حوادث دلخراشی خواهیم بود .
بهمن قهرمانی(بهنام)
