مصاحبه اختصاصی نشریه سوسیالیست با منصور امیری از فعالین جنبش
کارگری
سوسیالیست : با سلام و تشکر از این که علی رغم
مشغله بسیار دعوت نشریه سوسیالیست را برای مصاحبه پذیرفتید.
نخستین سوال را با روز جهانی کارگر شروع می کنیم
.اول
ماه مه سال 89 به نظر بسیاری از فعالین جنبش کارگری و جنبش
سوسیالیستی علی العموم، دستاوردهای قابل توجهی برای جنبش طبقه
کارگر ایران داشته است؛ بسیاری از فعالین روز جهانی کارگر امسال را
نقطه عطفی دانسته اند که بعد از آن، ما شاهد یک تغییر فاز اساسی و
جدی در تحرکات کارگری، تشکل یابی کارگران و تقویت قطب سوسیالیستی
جنبش طبقه کارگر خواهیم بود. نظر شما در این رابطه چیست؟ اول ماه
مه امسال چه ویژگی ها متمایزی داشت؟
منصور
امیری: با سلام به شما دوستان عزیز
که کماکان و
خستگی ناپذیر سعی و تلاش کرده اید برای پیوند جنبش
کارگری و دانشجویی و
دیگر جنبش های آزادی خواهانه، درجهت رشد وشکوفایی
وسازمان یابی آن ها برای پایان دادن به ستم و استثمار انسان به دست
انسان و برپایی جامعه ای شورایی و الغای مناسبات سرمایه داری،
جامعه ای به دور از جنگ و خونریزی، فقر و فلاکت، اعتیاد، فساد و
مهار حرص عده ای معدود و انسان ستیز، که جز به نفع خود نمی اندیشند
و برای نایل آمدن به خواسته های ضد بشری خود از هیچ جرم و جنایتی
روی گردان نیستند. قبل از این که به سوال اول شما جواب دهم لازم می
بینم کوتاه نظری برگذشته ی جنبش کارگری و دیگر جنبش های اجتماعی در
ایران حداقل در این سی ساله گذشته داشته باشیم، چون من بر این
باورم که هرگونه تحلیل راجع به هرتغیر و تحولی بدون درنظرگرفتن
شرایط سیاسی اقتصادی، اجتماعی وجغرافیایی آن مکان، ضعیف و بدون
پایه مادی اثرگذار در به وجود آوردن فضای دوستانه نقد و بررسی
درجهت رشد و شکوفایی حرکت های سیاسی -اجتماعی جنبش های اجتماعی به
طور عام و علی الخصوص جنبش کارگری و سوسیالیستی بی ثمر و دارای
اثرات منفی نیز خواهد بود. جامعه کارگری ایران به علت عدم سرمایه
گذاری درتولید و وجود نفت، این برکت باد آورده برای کسب سود و
تجارت کالا و بهره ی به دست آمده از آن برای حاکمان ایران آتشی جان
سوز بوده که مردم رنج کشیده و زحمت کش این مملکت را در باتلاق
جهنمی خود فروبرده است. وجود بیش از65 درصد بیکار از میان واجدین
شرایط کار در ایران این ارتش ذخیره کار را به پتکی سنگین در دست
استثمارگران تبدیل کرده که از آن برای هر منظوری که بخواهند
استفاده می کنند. از طرف دیگر این وضعیت سردرگمی بیش ازحد مردم تهی
دست و زحمت کش، همواره برای جریانات مخالف حاکمیت نیز، گزینه
مناسبی بوده که هرگاه خواسته باشند از طرف مقابل پوئنی بگیرند و یا
برای نایل آمدن به اهداف فرقه ای خود از همین گزینه استفاده کرده و
سعی کرده اند از همین پله بالا بروند؛ از طرف دیگر این قشر وسیع
کارگر و زحمت کش به علت همین شرایط اجتماعی - اقتصادی که دارند از
طرف برخی جریانات کارگری نیز به نوعی به فراموشی سپرده شده اند و
در هر حرکت اعتراضی دو دستی آن ها را تقدیم به لیبرال ها
ناسیونالیست ها و... می کنند و گویا ارتش ذخیره کار که بخشی از
سیاست سرمایه برای استثمار بیش از حد طبقه کارگر است خود به خود به
وجود آمده و نظام سرمایه داری هیچ نقشی در ازدیاد جمعیت و فرهنگ
سازی برای آن ندارد. برای جامعه ای مانند ایران که خرافات و از خود
بیگانگی بر مردمش حاکم بوده بهترین و کم هزینه ترین وسیله سرکوب و
تسلیم عدم شناخت موقعیت و ظرفیت و توانمندی خانواده برای امرار
معاش از طریق های ممکن بوده است، تصور بر این بوده یعنی در واقع
این چنین فرهنگ سازی شده که روزی را روزی رسان می دهد و هرکس رزق
خودش در پیشانیش نوشته شده است. پس تولید مثل و زاد ولد کنید نگران
نباشید روزی، خودش به درخانه می آید، شما کافی است در را باز کنید!
البته گذار از این وضعیت به زمان نیاز داشت که می بایست درک ولمس
می شد که آیا چنین است که یک نفر باید خرج زندگی تمام افراد
خانواده را تامین کند؟ با گذار از این شرایط توهم و خرافات است که
هم اکنون با هر بهانه ای این مردم رنج کشیده و زحمت کش به عرصه
مبارزه رو در رو آمده و حاکمیت را به چالش می کشند و این به لحاظ
سیاسی عبور از دوران ناباوری انسان به خود و شناخت ظرفیت و
توانمندیش است که اگر جریانات کارگری و ضدسرمایه داری در تقویت و
ارتقایش به سمت وسوی طبقاتی سوق ندهند دنباله رو جریانات دیگر می
شود و زمان دیگری لازم است تا براین ناملایمات و فریب کاری ها فایق
آید. جنبش های اجتماعی به طور عام ازسال 57 کماکان و بدون وقفه
برای دست یابی به خواسته های خود با سیستم استثمارگر سرمایه در
ستیز بوده و برکسی پوشیده نیست که در این راه بسیار پیشروان خود را
نیز فدا نموده اند؛ حال ممکن است درمیان این مبارزین ممکن است
کسانی علی رغم نیت پاک ولی ازدیدگاه الغای مناسبات و پایان کارمزدی
برخوردار نبوده و بیشتر آنان با توجه به درک ضعیف از چگونگی مبارزه
برای نابودی استثمار و نوع تشکل یابی کارگری و صنفی- سیاسی خود در
دامن تشکل های فرقه ای و رفرمیست گرفتار و درجا زده باشند. اما این
به هیچ عنوان از شجاعت آنان در مقابله با ستم واستثمار نمی کاهد
چرا که جامعه ایران کارگری و روستایی بود، آن هم به علت فقر شدید
از رژیم گذشته و عدم تحصیل مناسب و امکانات ارتباطی که به توان
آگاهی خود را از طریق آن بالا برد به ناچار به همین اندک درکی که
از مناسبات سرمایه داری داشتند با آن به ستیز و مقابله برخواستند و
تجارب گران مایه خود را برای ما به ارمغان گذاشتند و نباید فراموش
کرد مبارزه کارگری و فعالان این عرصه در دامن مبارزات گذشته شکل
گرفته و تکامل یافته اند و با استفاده از تجارب گران مایه این جنبش
ها و علی الخصوص جنبش کارگری و آموختن علم دانش طبقاتی سمت و سوی
ضد سرمایه داری به خود گرفته و درجهت ایجاد تشکل های کارگری به
نیرو و توان و درمحیط کار و زیست کارگری پیش می روند. فعالان درگیر
در این عرصه نیز ضمن این که خود بخشی از طبقه کارگر هستند و حال
درتشکل های به نام های مختلف متشکل شده و هرکدام بنا به رویکرد و
دیدگاه طبقاتی خود درگیر فعالیت روزمره در جنبش کارگری و دیگر جنبش
های اجتماعی هستند. اینان علی رغم هرگونه تمایز چهارچوب بسته خفقان
حکومتی را شکسته و با رویکرد علنی وارد فاز نوینی از مبارزه رودررو
با سیستم سرمایه داری شده اند و با وجود فشار و تهدید و ارعاب زیاد
مرعوب نشده اند و کماکان درعرصه مبارزه توانمند وجسور هستند. البته
نباید از قلم انداخت که درمیان معترضین چه آن ها که متشکل شده اند
وچه آن طیف و دسته که هنوز به شیوه غیر تشکیلاتی دارند فعالیت می
کنند تفاوت های فکری و نظری فاحشی هست که توضیح آن از عهده این بحث
خارج است و جای تامل دارد، اما با وجود این جنبش های اعتراضی، هنوز
تشکلاتی که بتواند درجهت الغای مناسبات سرمایه حرکت کند وجود ندارد
و این بحث مهم روز است که از منظر و دیدگاه های متفاوت مورد نقد و
بررسی است. من بر این اساس و بر پایه این داوری حرکت های کارگری و
جنبش های موجود اعتراضی را درضدیت با سرمایه داری می بینم، چرا که
این مردم معترض از فقر و فلاکت و بیکاری گرانی خفقان سرمایه داری
استثمارگر به جان آمده اند؛ راست است هنوز نه طبقه کارگر و نه جنبش
های اجتماعی دارای تشکل خود نیستند اما تشکل قارچ نیست که با باران
سراز زمین درآورد، بلکه شرایط و زمینه خاص خود را می طلبد و دقیقن
فرق رویکرد ضدِّ سرمایه داری با فرقه ای در همین است که آنان خود
برای کارگران تشکل می سازند، ولی دیدگاه سوسیالیستی کارگری معتقد
است که باور و یقین کارگر به تشکل و ایجادش به دست خودش است. تشکلی
که با درک طبقاتی شکل نگیرد نمی تواند ضد سرمایه داری عمل کند
هرچند درتقابل با آن قرارگیرد ولی درنهایت با رسیدن به کمی
ازخواسته هایش تسلیم می شود. دوستانی که اعتراضات کارگری و شرایط
مناسب پیوند جنبش های اعتراضی با جنبش ضد سرمایه داری کارگری مناسب
نمی بینند، بهتر است تحلیلی هم دررابطه با علت وجود این جنبش های
اعتراضی ارائه دهند، تاروشن شود که چه عواملی باعث شده است دفاع
ازجریانات لیبرال (کروبی موسوی وامثالهم) و سبزها به برنامه دایمی
غرب و دیگر هم قطاران آن ها تبدیل شود. اگر این جنبش ها برای غرب و
درکل نظام سرمایه داری خطرساز ومشکل آفرین نیست چه ضرورتی دارد که
با تمام توان به سبزها القایش کنند و هر روزه برای مهارکردن آن طرح
و برنامه بریزند؟ بحث مهم این جاست که جنبش ضد سرمایه داری در
ایران توانمند است و با وجود بحران های موجود و عدم توانمندی
حاکمیت در مهار آن کارگران و زحمت کشان ایران در مسیر حرکت سیل
قرار دارند و هر آن ممکن است که جنبش اجتماعی وسیعی شکل بگیرد که
قطعا در چنین وضعیتی شرایط رهبری آن برای طبقه کارگر، از هر جریان
دیگری محتمل تر است. چرا که تمام آن ها امتحان خود را پس داده اند
و شکی نیست در چنین شرایطی کارگران متشکل شده و نقش تاریخی خود را
ایفا خواهند کرد؛ چون شرایط و زمینه این تشکل یابی فراهم است؛ دولت
مقتدری که هر صدای اعتراضی را در گلو خفه می کرد، آن چنان دست به
عصا راه می رود تا شنبه ای دیگر بر عمر خود بیفزاید و از طرف دیگر
دوستدارانش (دولت های سرمایه داری) درکل برایش دعاخوانی می کنند.
چون تمام یارانشان چه در درون حاکمیت و چه در بیرون آن، توانمندی
مهار بحران سیاسی، اقتصادی، اجتماعی ایران را ندارند و من نیز بنا
بر همین تفسیری که داشتم جنبش کارگری ایران را درحال رشد وشکوفایی
می بینم و این جنبش دارد در مسیر ضد سرمایه داری تقویت و پیشروی می
کند. ازمنظر من آن چه مهم است، دستاورد سیاسی است که اول ماه مه
امسال جریانات علی رغم دیدگاه های متفاوتشان برای تقویت جنبش در یک
اتحاد عمل قرارداد. هرچند من ملاحظاتی بر این اتحاد عمل ها دارم
ولی درکل امیدوارکننده است و باید قطب سوسیالیستی کارگری آن بیشتر
تقویت شود. وقتی حاکمیت با تمام توانش نمی تواند جلو برپایی مراسم
روز کارگر را بگیرد، قطعا ادامه این مبارزه سهل تر و توانمندتر
است. می دانیم که باحذف یارانه ها چیزی که برای مردم قابل لمس است
و احتیاج به کارشناسی ندارد دوازده برابر شدن قیمت برق آب گاز و
مواد سوختی است و درمقایسه با آن افزایش 6 درصدی حقوق مزد بگیران
است و اعلام خط فقر زیر900000 هزارتومان و حقوق کارگر303000 تومان
و برای کسانی که تازه استخدام می شوند 250000 هزار تومان قابل پیش
بینی است که جامعه ایران دچار چه بحران عظیمی می شود. بی شک تجارب
هفت تپه وشرکت واحد برای کارگران ایران با وجود تمام ضعف وکم بود
هایش چیزگران مایه ای بود که درجریان اعتراضات خود از آن بهره
خواهند برد و در سیر مبارزاتی خود چاره ای جز متشکل شدن ندارند.
لازم می دانم به نکته ای دیگر اشارتی داشته باشم. صرف تشکل یابی
کارگران نمی تواند درجهت الغای مناسبات سرمایه داری گام بردارد
ممکن است در تقابل با سرمایه قرارگیرد، ولی هدف ما از ایجاد تشکل،
شورا با دورنمای الغای مناسبات سرمایه داری است که باید برای ایجاد
این نوع تشکل تلاش کرد. اول مه امسال با اتحاد تشکل ها باب دیگری
درروند مبارزه کارگری باز نمود در این جا بحث قطعنامه و یا صرف
اتحاد عمل این یا آن تشکل مدّ نظر من نیست، بلکه به وجود آمدن
شرایط مناسب برای این اتحاد عمل جای خوشحالی است در واقع زنگ
هشداری است برای فعالان و زنگ خطری است برای حاکمیت برای فعالان
سوسیالیست وضدسرمایه داری هشدار دهنده است بدین معنا که نباید در
این شرایط که جنبش دارد جان تازه ای می گیرد در اتحاد عمل ها و
شوراهای همکاری فرصت را به دست کسانی داد که درمبارزه کارگری می
خواهند منافع جنبش را فدای منافع فرقه ای خود نمایند، بلکه باید
کوشید همه را متقاعدکرد که درصورت وارد شدن در هر اتحاد و همکاری
منافع جنبش بر هر چیز دیگر ارجحیت دارد که امسال اول مهِ نوید بخش،
این رویکرد را بیشتر نمایان کرد.
سوسیالیست: یکی از برجستگی های اول ماه امسال،
تشکیل شورای برگزاری مراسم روزجهانی کارگر بود، نقش این شورا را در
برگزاری مراسم های متعدد و در شهرها و نقاط مختلف چطور ارزیابی می
کنید؟ به نظر شما نسبت این شورا با قطعنامه 15ماده ای تشکل های
کارگری سال 89 چه بود؟
منصور
امیری: نباید فراموش کنیم که شورا فقط برای یک حرکت مقطعی و زمانی
تشکیل شد. چنین شورا و یا تشکلی از آن پتانسیلی برخوردار نیست که
جواب گوی خواسته های گرایش شورای جنبش را بدهد. پس باید به همان
اندازه از آن توقع داشت که در توان دارد. ما در شرایطی قرار داریم
که هر اتحاد عملی که ظرفیت و توانمندی جنبش کارگری را بالا ببرد
بپذیریم، نه بدین معنا که با حرکتی نمادین و خود محور خواسته باشیم
نیازهای آنی و آتی جنبش را بر آورد کنیم، بلکه براین اساس که از هر
طریق ممکن در ارتباط بیشتر با جنبش قرارگیریم و بر آن تاثیرگذاریم
و لاجرم تا زمانی که طبقه کارگری فاقد تشکل طبقاتی وسراسری خودش
است این اتحاد و هم کاری نیاز جنبش است. شاید گفته شود در این
اتحاد عمل ها ممکن است جریانات خود محور رفرمیست و غیره وارد شوند،
که عملکردشان درخدمت منافع طبقاتی کارگران نبوده و نباشد. این
کاملا درست است هیچ شکی در این نیست که اتحاد عمل تشکل ها با هر
اسمی دارای اشکالاتی هم هست ولی حداقل منفعتی که برای طبقه کارگر
دارد این است که در امر مبارزه طبقاتیش این جریانات را نیز وادار
به دنباله روی و حمایت از خود کرده است، به عنوان مثال همه از
افزایش حقوق بیمه بیکاری برابری زن و مرد پرداخت حقوق های معوقه و
دیگرخواسته های صنفی و سیاسی کارگران حمایت می کنند و در ردیف همین
خواسته ها و بیانیه ها ایجاد تشکل شورای کارگری که می تواند درجهت
الغای مناسبات سرمایه داری وکارمزدی پیش برود آمده است فعالان ضد
سرمایه داری وسوسیالیستی در این اتحاد عمل چیزی را از دست نداده
اند، بلکه به حامیان خود افزوده اند.گرایش ضدسرمایه داری با
قرنطینه کردن به وجود نمی آید و تقویت نمی شود، بلکه برای انقلاب
اجتماعی نیاز دارد که دیگر جنبش های ضداستبدادی و ظالمانه درجهت
پیش برد جنبش طبقاتی کارگران و الغای مناسبات سرمایه داری سمت و
سوی طبقاتی بخشیده و به زیر لوای پرچم شورای کارگری در آورد. اگر
فعالان کارگری با این رویکرد برای ایجاد این شوراها در مقاطع دیگر
مناسبت ها و شرایط لازم گام بر دارند مثبت و مفید است و نقش شورای
اول مه را باید دراین چهارچوب زمانی و برای پیشبرد اهداف منتشره در
قطعنامه آن مورد نقد و بررسی قرار داد. نباید گفت که تمام عملکرد
چنین شورایی، ایدئال یک جریان کارگری ضدسرمایه داری است، بلکه باید
از پیامد های مثبت و منفی آن در جریان برگزاری اول مه قضاوت کرد که
تاثیرات وجودی آن به مراتب بیشتر از نبودش بوده است و قوت قلبی بود
برای برگزارکنندگان امسال. قاعده کلی این است که وقتی چند جریان می
خواهند در یک اتحاد عمل فراخوان و یا قطعنامه ای منتشر کنند، تمام
طرف های درگیر سعی می کنند دیدگاه خود را بر آن غالب کنند ولی من
در این قطعنامه دیدگاه شورای کارگری را غالب دیدم که با توجه به
نسبت تعداد تشکل ها قطعنامه ازگرایش سوسیالیستی برخوردار است.
سوسیالیست: همان طور که همه دیدیم جریانات سیاسی
راست و رفرمیست و سخنگویان جنبش سبز علی رغم تبلیغات کاذب و تلاش
های گسترده شان برای مصادره مراسم روزجهانی کارگر، و ایجاد شکاف در
صف مستقل طبقه کارگر و حقنه کردن برخی خواست ها و مطالبات انحرافی
به کارگران و زحمتکشان، نتوانستند نتایج سیاسی و طبقاتی برگزاری
مراسم های متعدد روز جهانی کارگر و دستاوردهای آن را به حساب خود
واریز نمایند. به نظر شما چه عواملی در ناکامی این جریانات موثر
بود؟
منصور
امیری: برای اولین بار نیست که جریانات خدمت گذار سرمایه داری می
کوشند از زاویه دفاع از منافع کارگران با جلب حمایت آن ها پله ترقی
خود را باز یابند. البته بسیار مواردی است که دراین امرکام یاب نیز
شده اند، هم چنان که می خواستند از حرکت اعتراضی مردم رنج کشیده و
ستم دیده ایران در جریان حوادث بعد از انتخابات را به نفع جناحی از
حکومت استفاده نمایند و هم چنان که خود می دانید تمام رسانه های
خارجی از لیبرال و ناسیونالیست های حلقه به گوش غرب تلاش کردند
حرکت اعتراضی مردم را به نفع جناح شکست خورده انتخابات جلوه دهند،
غافل از این که جناح موسوم به سبز خود بارها اظهار داشتند که ما
شعار ساختارشکنانه نمی دهیم و به اصل ولایت پایبند هستیم، فقط
نگرانی آن ها از این بود که مبادا عدم ناتوانی جناح دیگرحاکمیت از
به زانو در آوردن مردم معترض و رنج کشیده ایران، باعث بروز خطرات
جبران ناپذیر شود. چون اینان از تجارب دهه شصت برخوردار بودند و با
قتل عام مبارزین برای مدتی بر حرکت اعتراضی کارگران و محرومان
جامعه فایق شدند. آن ها بهتر از جریان رقیب، قدرت مردم کارگر و
زحمت کش معترض را شناخته بودند و می دانستند دارد ازکنترل خارج می
شود؛ می دانستند در جریان مبارزه رو در رو با سرمایه فعالان جان
سختی پرورده و پا به عرصه وجود گذاشته اند؛ می دانستند که دیگر نمی
توان به راحتی کشت وکشتار کرد و در فکر چاره ای بودند که هم مردم
ناراضی را آرام و هم پایه های لرزان حاکمیت خود را بازسازی کنند و
به همین منظور در هر شرایط می کوشند از هر حرکت اعتراضی به نفع خود
سود ببرند. اما وجود تشکل های فعالان کارگری و طرح و برنامه آن ها
برای روز جهانی کارگر و انتشار و پخش تراکت و نوشته جات و آشنای
بخشی از طبقه کارگر با آن ها و ارتباطاتی که با هم دارند و هم چنین
فشار بیش از حد حاکمیت به سطح زندگی کارگری و حقوق بگیران و عدم
اطمینان آن ها به حاکمیت (درواقع این عدم اطمینان شکاف بزرگی
درمیان حاکمیت و مردم به وجود آورده است) و فقر و فلاکت روز افزون
چیزی را برای تمکین مردم به حاکمیت ازخود برجای نگذاشته است که بار
دیگر فریب آن ها را بخورند و از طرف دیگر، خود آگاهی کارگران در
جریان سی سال حاکمیت استبداد دارد به طرف خود سازمان یابی آن ها
پیش می رود و تلاش و فعالیت فعالان این عرصه نیز به همین منظور چشم
گیر بوده است. در راستای این مبارزات طبقه کارگر ایران رهبرانی
پرورش داده است که در سمت وسو دادن به خواسته های طبقاتی خودشان چه
بسا ازهیچ چیز دریغ نکرده اند. دیگر حامیان سرمایه نمی توانند به
سادگی کارگران را مرعوب کنند و هم چنین متشکل شدن فعالان کارگری و
برخی ازکارگران به مراتب توانسته است در مقابل جریانات سرمایه داری
ایستادگی کند و آن ها را رسوا نماید و وجود ارتباطات رسانه ای
درسرعت دادن به ارتباط گیری کارگران و فعالان شان بی تاثیر نبوده
است.
سوسیالیست: مساله تشکل یابی طبقه کارگر یکی از اصلی
ترین مطالبات طبقه کارگر در سال های اخیر بوده که فعالین و پیشروان
کارگری به طور جدی آن را به مثابه مهم ترین ابزار طبقاتی کارگران
در مسیر مبارزاتشان دنبال کرده اند و با وجود موانع عینی که بر سر
راه تحقق این تشکل ها بوده، اما قدم های جدی در این راه برداشته
شده است؛ به نظر شما، از اول ماه مه امسال در مسیر تشکل یابی طبقه
کارگر چطور می توان بهره برد و گامی بلند به پیش برداشت؟
منصور
امیری: تشکل یابی کارگران جدا از این که یک امر مبارزاتی است که
بدون تشکل نایل آمدن به خواسته ها و حفاظت از دستاوردهای مبارزه
امکان پذیر نیست. هم چنین کارگر آگاه به منافع باید علاوه برخواسته
های صنفی در جریان رو در روی با سرمایه بکوشد تشکل طبقاتی خود را
به وجود آورد و برای الغای مناسبات استثمارگر بکوشد. جز با این
دورنمای مبارزاتی هرگونه مبارزه کارگری با هر تشکل، محکوم به شکست
است. در این شرایط که بیشتر واجدین کار در ایران بیکار هستند و هر
روزه شاهد بیکاری جمع وسیعی از شاغلین نیز هستیم، تشکل کارگری
توانمند با رویکرد شورای و ضد سرمایه داری باید فراگیر باشد. یعنی
نباید در ایجاد تشکل، کارگران فصلی بیکار را فراموش کرد. تشکلی که
دامنه فعالیتش در میان صنف های متفاوت کارگری نباشد شکننده و سست
است. سرمایه داری کوشیده برای سهل تر شدن استثمارش در میان
فروشندگان نیروی کار تفرقه و دوگانگی ایجاد کند. نباید تسلیم این
کار غیرانسانی آن ها شد. باید طبقاتی متشکل شد و مبارزه کرد. در
اول مه امسال باید دید ما کارگران نسبت به گذشته باز تر باشد، ما
هر روزه شاهد اخراج تعدادی از مزد بگیران هستیم نباید فراموش کنیم
این ارتش ذخیره کار عمدی به وجود آمده تا با عَلم کردن هم طبقه ای
های بیکارمان بیشتر ما را استثمارکنند و به زنجیر بکشند، نباید در
بیان خواسته هایمان آن ها را فراموش کنیم، باید در ایجاد تشکل نیز
با ما هم سو و هم جهت شوند. تشکل کارگری را باید در محل کار و
زندگی ایجاد کرد، اگر برای ایجاد تشکل فقط به محیط کار بسنده کنیم،
جمع وسیعی از هم قطارانمان خواسته یا ناخواسته از ما جدا می شوند.
نباید
فراموش کنیم بیکاران و کارگران فصلی بسیار ازکارگران شاغل محروم
ترند و بیشتر آنان درفقر و فلاکت شدید روزگار را سپری می کنند. هم
چنان که در اول مه امسال با یکدیگر هم صدا بودیم، در ایجاد تشکل
طبقاتیمان نیز هم سو و هم صدا شویم. اگر فعالان توانستند با ایجاد
شورایی صرف نظر از هرگونه دیدگاه با هم به امر مبارزاتی کارگران
متکی باشند و درجهت تقویت آن بکوشند، چرا ما کارگران برای متشکل
شدن گام بر نداریم زیر شرایط مناسب است و کارگران باید به این
احساس نیاز پی ببرند و متشکل شوند.
سوسیالیست: علاوه بر جریانات راست و رفرمیست که
صراحتا سیاست طبقاتی شان در تقابل با استراتژی های سوسیالیست ها در
جنبش طبقه کارگر قرار دارد و به وضوح اخلال می کنند، و علاوه بر
سرمایه داری حکومتی که از طرق مختلف قانونی و نانوشته استثمار طبقه
کارگر و سودمحوری را در دستور کار روزانه خود دارد، جریانات
رفرمیست و سازشکاری در جنبش طبقه کارگر نفوذ می کنند که گاه پوشش
های چپ و رادیکال به جریانات خود می دهند و عملا سیاست سازش طبقاتی
را پیش می برند و سعی در ایجاد شکاف در جناح چپ جنبش کارگری دارند.
فکر می کنید با توجه به شرایط جدید و دوره نوینی که مقابل جنبش
طبقه کارگر قرار گرفته، چگ.نه می توان این جریانات را افشا و خطرات
آن ها را خنثی نمود؟
منصور
امیری: من در این شرایط هیچ واهمه ای ازجریانات راست و رفرمیست
ندارم، چرا که شرایط حاکمیت طوری است که زمینه رفرم وجود ندارد. در
شرایطی زمینه مناسب برای رفرم وجود دارد که توان تولیدی حاکمیت
درحدی باشد که جواب گوی نیاز بخش وسیعی از مزد بگیران باشد؛ یعنی
با تولیدی که انجام می دهد علاوه بر این که شاغلین را راضی کند
بخشی از سود به دست آمده را در راه تامین خدمات اجتماعی و از جمله
بیمه بیکاری هزینه کند. این حکومت به جز صنایع نفت وگاز و تا حد
کمتری از آن ماشین سازی،چیزی ندارد و ستون فقرات تمام تولید ایران
را دارد ویران می کند. این رژِیم نه می خواهد درمسیر تولید گام
بردارد و نه در توانش است. حاکمیتی که هرروزه اختلاس سرانش توسط
خودشان آشکار می شود، به خوبی می داند پایه دار نیست و هرکس در فکر
پرکردن کیسه خودش است پس لازم نیست نگران جریانات راست رفرمیست
باشیم، این ها نه درمیان حاکمیت جای دارند نه برای طبقه کارگر حرفی
برای گفتن، این ها با عملکرد بدون نتیجه خود رسوا می شوند.
سوسیالیست: علی رغم فشار و سرکوب های شدید، شاهد
رشد و گسترش گرایش چپ و سوسیالیست در بین دانشجویان هستیم. بدون شک
استراتژی دانشجویان سوسیالیست طی سال های اخیر همیشه این بوده که
خود را در پیوند با جنبش طبقه کارگر تعریف کنند. با توجه به
تجربیاتی که چپ دانشجویی طی سال های گذشته از سر گذرانده و با توجه
به دوران مهمی که پیش روی مجموعه فعالین سوسیالیست قرار دارد، فکر
می کنید مهم ترین وظایف دانشجویان سوسیالیست در پیوند با فعالین و
جنبش طبقه کارگر چه می تواند باشد و چطور دانشجویان سوسیالیست می
توانند در پیشبردن استراتژی سوسیالیستی در جنبش کارگری و در جنبش
دانشجویی قدم موثری بردارند؟
منصور
امیری: در جریان مبارزات کارگری بخش پیشرو آگاه جنبش که همیشه
بیشترین آسیب ها را متحمل شده، بخش دانشجوی آن بوده است. این جنبش
بعد از گذار از بحران های زیاد نظری - فکری حداقل در این دو دهه ی
گذشته خود را بازیافته و هم اکنون جای خوشحالی است که همگام با
جنبش کارگری سمت و سوی طبقاتی خود را یافته است. البته گرفتاری در
دامن فرقه گرایی، تنها مریضی جنبش دانشجویی ما نبود، بلکه جنبش
کارگری هم بسیار از این وضعیت ضررمند شد و آسیب دید. این دیدگاه
غیرطبقاتی هم اکنون نیز دارد جان سختانه درمقابل گرایش چپ
سوسیالیستی مقاومت می کند. البته به مراتب ضعیف تر و شکننده تر از
قبل و مضرات آن را درسال های گذشته با طعم تلخش چشیدیم، اما با
وجود این مشکلات و معضلات سر راه، این جنبش سرفراز با مبارزه نظری،
خود را از دامن گرایشات فرقه ای و غیر سوسیالیستی رهانید، اما هنوز
هم به ناچار باید گفت با توجه به انتظاراتی که از آن می رود (به
عنوان بخش پیشرو) نتوانسته است وارد جایگاه واقعی طبقاتی خودش شود.
تا زمانی که این جنبش درحرکت ارگانیک و تنگاتنگ با جنبش کارگری
قرار نگیرد و به نوعی در آن ادغام نشود ازجایگاه وجودیش که لازم
ملزوم هم هستند به دور استو فعالان این عرصه باید در میان کارگران
حضور یابند با آن ها باشند و درجهت سازمانیابی کارگری بکوشند. همه
می دانیم مبارزه با اتحاد و همفکری برای رسیدن به سازمانیابی قدم
اول است اگر دانشجویان پیشرو سوسیالیست در این امر مهم نتوانند هم
سو و هم جهت حرکت کنند، عملا از جای گاه جنبشی اجتماعی - کارگری
فاصله گرفته و علی رغم آن چه می گویند، دنباله رو جریانات شده و از
ایفای نقش تاریخی خود محروم می شوند. اگر مبارزه طبقاتی به رهبری
طبقه کارگر مد نظر است، باید همگی با هم متحد شده و توان و ظرفیت
مبارزاتی خودمان را بالا ببریم. اگرگرایش سوسیالیستی کارگری به
تواند ارتباطش را با جنبش کارگری مستحکم کند، هم توانمندی جنبش
تقویت می شود و هم ضریب ایمنی این فعالان نیز گسترش می یابد. حال
مقایسه کنید فعالان کارگری با دانشجویی چون در ارتباط ارگانیک با
زمینه مادی خود (کارگران) نیستند، به مراتب آسیب پذیر ترند پس باید
همه به این عرصه از مبارزه روی آوریم و پیوندمان را درجهت مبارزه
طبقاتی برای ایجاد تشکل کارگری به کارگیریم.
موفق
باشید و سرفراز
خرداد
89 - مه 2010
برگرفته از نشریه
سوسیالیست شماره پنجم